سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خونه باغ
*خونه باغ از نظر من جاییه که ادم اونجا میتونه آرامش داشته باشه وخودش رو تغیر بده وبه سمت پیشرفت وخوشبخت تر بودن پیش بره .برای همین اسم اینجارو گذاشتم خونه باغ تا جایی باشه برای آرامش وپیشرفت.* 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

سرچشمه غم واندوه تمایل است  (بودا)

مریم با ناامیدی و بیقراری به دنبال فردی میگردد که به او عشق بورزد و ستایشش کند.

آیا به نظر شما طبق آپ های قبلیم امیدی به یافتن این مرد وجود دارد؟؟

نظر من این است که اولا:بیقراری او همه مرد ها را به عقب میراند .

ثانیا:مریم بیقرار و مایوس نمیتواند فردی دوست داشتنی باشد!

کورش به همسرش می گوید :من به تو نیاز دارم و بدون تو نمیتواند زندگی کنم .اما این عشق نیست ،

گرسنگی است!!(منظورم گرسنگی ناشی از نخوردن نهار و....نیستا!!)

شما نمی توانید در آن واحد هم کسی را دوست بدارید وهم بی تابانه نیازمندش باشید.

عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد میگذارد تا خودش باشد ، تا هر آنچه که خود میخواهد باشد.

در عشق هیچ اجباری نیست!

عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن .در اینجا منظور عدم وابستگی است.

طبق آپ های قبلی اگه یادتون باشه البته ، برای بدست آوردن چیزی یا کسی باید رهایش کنید!


 تهدید نوشت!!:

نوشته من ربطی به عاشقی واینا نداره خواهشا نظر بیمورد نذارید که عصبانی میشم (به قول خواهرم خشم اژدها)!


کیمیا نوشت:


همیشه عاشق باشید ولی نه به اجبار همیشه عاشق باشید ولی عاشق کسی که لیاقت عشق شما رو داشته باشه!!!

عاشق ومعشوق فقط منظور زن ومرد نیست بلکه عشق به خدا هم جزئ دسته عاشق ومعشوق حساب میشه

وجایگاهی والا تر از عشق جا افتاده در جامعه امروزی دارد.


دعا نوشت کیمیا برای همه:

از خدا میخوام که قدرت درک حضورش توی تمام لحظات زندگی رو بهتون بده

اونوقته که معنای خالصانه عشق رو دریافت میکنید


                                                امیدوارم فصل امتحانات رو با خوبی وخوشی پشت سر بگذارید!


[ جمعه 90/2/30 ] [ 10:51 صبح ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]

یک شبی مجنون نمازش را شکست       بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آنشب مست مستش کرده بود          فارغ از جام الستش کرده بود

گفت :یا رب از چه خارم کرده ای               بر صلیب عشق دارم کرده ای؟

خسته ام زین عشق دلخونم مکن           من که مجنونم ،مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم                       این تو ولیلای تو من نیستم

گفت:ای دیوانه لیلایت منم                     در رگت پیدا وپنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی                       من کنارت بودم ونشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم                       صد غمار عشق یکجا باختم

کردمت اواره صحرا نشد                         گفتم عاقل شوی اما نشد

سوختم در حسرتت یکباره تب               غیر لیلا برنیامد از لبت

روز وشب اورا صدا کردی ولی                دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی           در حریم خانه ام در میزنی!

حال این لیلا که خارت کرده بود          درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم           صد چو لیلا کشته در راهت کنم!

 


[ دوشنبه 90/2/26 ] [ 6:54 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]

سلام

 آغاز نوشت:

نمیدونم این چه سریه که ادم وقتی پا میزاره توی این سن فکرهای بیخورد از سرش میگذره!!

یه مدت بد جوری رفتم توی فکر این کنکور لعنتی یادم میاد از دوران راهنمایی همش میگفتم من برای کنکور کولاک میکنم و....

تا اینکه وزرای محترم فرمودن میخوان کنکور رو حذف کنن !!

از اون روز هی گذشت وگذش تا رسید به الان که ما میخوایم کنکور بدیم !

وزرا: کنکور در سال 90 حذف میشود!

من یا ما:چه خوب خوب کارب میکنن من که حتما رشته مورد علاقه ام رو میارم!

وزرا:کنکور که حذف بشه 25 درصد معدل تاثیر داره!

من با ما:بد بخت شدیم رفت اخه با این امتحانات که اینا میگیرن 25 درصد میخوان تاثیرم بدن!من که ترک تحصیل میکنم!

وزرا:کنکور در سال91 حذف میشود!

من یا ما:ای وای حالا چرکارکنیم باید بیشتر درس بخونیم!(زهی خیال باطل)مسخره کردن ما درس بخونیم

یانه اه اصه من یکی که ترک تحصیل میکنم!

این دفعه وزرا چگونگی تاثیر دادن معدل رو بیان میکنن!

من یا ما:اوووووووو اینجوری که بد تر شد ما باید بریم رفتگری بخونیم بهتره!!!!!!

خلاصه اینکه این وزرا هرچی بگن من یکی نوفهمم باید کنکور باشه!

چند وقته یه برگه گذاشتم جلوم وهی حساب میکنم که اگه قرار باشه خدایی نکرده کنکو حذف بشه باید معدل

من چند بشه که بتونم رشته موردعلاقه ام روبرم.جالب تر اینجاست که هرچی حساب میکنم یا به جایی نمیرسم

یا بدتر میشه.بحثمون بادوستان  فقط شده این موضل نمیدونیم باید چهنوع خاکی بر سرمان بپاشیم ! 

اگه انرژی مثبتی در این زمینه دارید کمک کنین!

 

اصل نوشت:کیمیا نوشت:

اگر در زندگی شما چیزی وجود دارد که آن را نمیخواهید،نگرانی های خود را کنار بگذاریدودیگر راجع به آن حرفی نزنید!

زیرا انرژِی که صرف این نگرانی میکنید باعث بقای این موضوع میشود.

یک مثال اونی که خودم زدم!

اما مثال دوم برای اونایی که ازدواج کردند:اگر همسر شما به خانه امد ودنبال بهانه ای برای دعوا باشما بود وشما از

دعوا امتنا کنید چه اتفاقی می افتدمسلم است که او به تنهایی نمی تواند دعوا کند!

هرگاه نگران مسئله ای باشیدو یا حتی در باره آن بیندیشیددیگران بی وقفه در مورد آن حرف میزنند!!

اگر میخواهید نگرانی هایتان دود شوندوبه هوا برونداز ته قلبتان بیخیالی پیشه کنید.

 


[ یکشنبه 90/2/18 ] [ 6:25 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]

الناز وآرمین برای اولین بار پس از ازدواجشان شام را در یک رستوران صرف میکنند.

آرمین   میخواهد که ساعات خوشی را بگذراند .الناز سالاد را روی لباسش می ریزد وآرمین میگوید:

بگذار کمکت کنم تمیزش کنی.

سه سال بعد !!!!!

الناز و ارمین برای صرف شام به رستوران میروند الناز سالاد را روی لباسش میریزد ارمین میگوید:تو غیر قابل تحملی!.

ادم های مشابه ، وضعیت مشابه ، نگرشهای متفاوت!! ما تصمیم میگیریم که دیگران را چگونه ببینیم وقتی میخواهیم

کسی را دوست داشته باشیم میتوانیم بسیار صبور و شکیبا باشیم و وقتی تصمیم میگیریم از

آدمها برنجیم بر اشتباهات آنان دقیق میشویم.

نوع احساسی که در مورد دیگران داریم به رفتار های آنان بستگی ندارید بلکه به نگرش خود ما مربوط میشود.

بعضی از ادمها بیشتر وقت خود را صرف جست و جوی عیب های دیگران میکنند و کمتر به خوبی های آنان میپردازند.

النازدو فهرست مختلف از ویژگی های  آرمین تهیه کرده است.در فهرست اول ، او به عنوان همسر فرد،

به طور مختصر به جست و جوی عیب ها و کاستی های ارمین پرداخته است .

و در فهرست دوم به عنوان یک بیوه،به طور کامل به شرح ویژگی ها وخصلت های پسندیده آرمین پرداخته.

اما جالب اینجاست که تمام وقت الناز در طول دوران زناشویی ، صرف نوشتن فهرست اول شده است .

به عنوان مثال میتوان موارد اندکی که الناز را آزار میداده نام برد...ارمین تمام روزنامه ها را روی میز صبحانه ولو میکند.....آ

رمین در توالت را باز میگذارد....وتا اینکه یک روز آرمین بیچاره زیر کامیون میرود و.... (تسلیت میگم الناز عزیز)

نیمه های شب الناز به سراغ فهرست دوم میرود.

...ارمین یک فرشته بود...مهربان ، سخاوتمند و....او بهترین شوهر دنیا بود!.

اگرقرار است این فهرست را داشته باشیم بهتر نیست از فهرست دوم (ویژگی های مثبت)آغاز کنیم؟

آیا میتوان بر نیکی های مردم تمرکز کرد و به هنگام مرگشان اینگونه خورد را تسلی داد: 

عیبی ندارد ، او زیاد خر وپوف میکرد؟!!!

5 مورد از ویژگی های ظاهری و خلقی مادرتان را که آن ها را نمی پسندید را نام ببرید؟

ایا نمیتوانید این موارد را بیابید؟واقعیت اینجاست که اگر بخواهید میتوانید بیشتر هم بیابید! تاجایی که

دیگر حتی حاضر به دیدن مادرتان نشوید!!(البته خدانکنه)

افرادی که بر نکات منفی تمرکز میکنند غالبا با بیان این جمله به دفاع از خود بلند میشوند:

من فقط واقع بین هستم.!!!

خلاصه اینکه این که شما هستید که تصمیم میگیرید مادرتان ویا هر شخص دیگر را چگونه ببینید.

از افراد پیرامونتان (مثلا کسی که از او متنفر هستید)یکی را انتخاب کنید و بر ویژگی های مثبت او

تمرکز کنید.خواهید دید که روابط تان رو بهبودی می رود.این شیوه در مواردی میتواند دشوار یا ترسناک

باشد ولی ممکن است وکارساز.

 کیمیا نوشت:

1-من خودم به شخصه این مورد رو بسیار تمرین کردم مثلا  یک چند مدتی است که دلم میخواد از یه نفر

متنفربشم تا کمتر باهاش رابطه داشته باشم درنتیجه از فهرست اول استفاده کردم و تمام نکاتی رو که خودم

ازشون بدم میومد ودر اون شخص وجود داشت رو در نظر خودم بزرگ جلوه دادم و میتونم به جرات بگم خیلی هم موفق بودم!.

 



[ چهارشنبه 90/1/31 ] [ 11:16 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]


برای پیشبرد یک رابطه دو راه وجود داردیا باید عضویک تیم  باشید یا در مقابل هم بایستید.

مثلاشما طبق برنامه میبایست راس ساعت 6بعد ازظهر خانه باشید وتا این لحظه دو ساعت دیر کرده اید.

همسرتان از نگرانی به خود میپیچد:چه بلایی بر سر همسر مهربان من آمده است؟

پانزده دقیقه بعد شما از راه میرسید همسرتان که شما را سالم وسروحال میبیند دادوفریاد راه می اندازد

وانگار میگوید تو که قرار بود این قدر دیر بیایی چرا حد اقل یک تصادف نکردی!!

شما دادو فریاد راه میاندازیداو از شدت ترس کانال تلوزیون راعوض می کند ورفتار قهر آمیز پیش میگیرد

حالا ماجرای فیلم آتش بس اتفاق میافتد  از خواب بیدار میشود ویادداشتی مبنی بر این که شما باید صبح ساعت 7

سر کار بروید واز او خواسته اید که شمارابیدار کند پیدا میکند.

 ساعت 9ونیم از خواب بیدار میشوید ویادداشتی مبنی بر این که ساعت نه ونیم بیدار شو پیدا میکنید.!!!

بسیاری از زوجها وقت زیادی را صرف میکنند که همسر خود را احمق جلوه دهند

اما من همکاری وهم تیم بودن را توصیه میکنم!

فرض کنید مفتخر به داشتن همسری هستید که تمام زندگی خود را وقف کمک وتشویق شما کرده است .

وشما را در انجام تمام کار هایتان کمک کرده است اگر حمایت اونبود آیا شما امروز در این مکان ایستاده بود

وبه این موفقیت رسیده بودید؟!!

خلاصه اینکه:
اگر تصمیم به زندگی مشترک گرفته اید حامی هم باشید واگر نمیتوانید از همسرتان حمایت کنید

وقت آن رسیده که از خود بپرسید (چرا به این رابطه ادامه میدهم!)

کیمیا نوشت:


دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید پذیرفتن کامل یعنی عشق بی قید وشرط

تبریک نوشت :


دختر خاله عزیز م بووووسو.....
پوزخند شروع زندگی مشترکتون رو تبریک میگم .
انشااله که خوشبخت بشید.

 

اعتراف نوشت:

خدایش فقط این یه متن رو از یه جا کپی کردمهیسسسس


[ جمعه 90/1/19 ] [ 12:49 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]

زمانی که در موضع دفاع از خود هستید دیگران حمله میکنند. چرا؟

زیرا ما تنها آن زمانی از خود دفاع میکنیم که به مقام وموقعیت خود تردید داشته باشیم.درسته؟

فرض کنیددوستتان به شما میگوید که رد مورد مسئله ای دارید به او دروغ میگویید.آیا شما بدون تردید وسراسیمه با او وارد بحث در مورد دروغ خودو... نمیشوید؟

نه!! شما میدانیدکه راست گفته اید پس تنها میتوانید به او نگاهی تعجب آمیز یا حتی آکنده از عصبانیت بیاندازید!

فرض کنید در محیط مجازی مثل نت شایعات زیادی از قبیل اینکه شما با فلان فرد دوست هستید و... علیه تان پخش شده است.

اگر شما برای اثبات بی گناهی خود ، برای دوستانتان سخنرانی ترتیب بدهید این آتش را افروخته تر میکنید!راهش این است که همه چیز را نشنیده بگیرید.

خواهیددید که به سرعت همه چیز به فراموشی سپرده خواهد شد.

حرف من این نیست که از خودتان دفاع نکنید!!نه من میگویم زمانی که به خود میپیچیم واعتراض میکنیم وبالا وپایین میپریم مسئله را زنده نگه میداریم.

به عنوان مثال: چندی پیش در یکی از روز های زمستان در تلوزیون شاهد تظاهرات مردوم در خارج از کشور بودیم :ایا از خودتان پرسیدید که چرا

اینها با مشت ولگد به جان هم افتاده بودند!؟؟   قاعدتا وبنا به گوینده خبر میگویید برای اینکه آنها خواستار صلح بوده اند!!!!!

مسئله این جاست که برای صلح نباید جنگید . راحت ترین کار را انجام دهید یعنی برای صلح ، روی صلح تمرکز کنید.

 

 

 کیمیا نوشت : 

اگر زندگی خود را به جبهه متحد بر علیه دنیا تبدیل کنید هرچه را در مقابل خود قرار داده اید بزرگ وبزرگ تر میکنید

تا جایی که این امکان به وجود می آید که دیگر نمی توانید کاری انجام دهید!

 

اصل نوشت :

 

به هر چه بیندیشید وسعتش میدهید        پس       به آنچه دلخواه شماست بیاندیشید.

 

 

 

 


[ جمعه 90/1/5 ] [ 6:54 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به همه خوش آمد میگم.من دانشجوی رشته روان شناسی هستم....عاشق این رشته ام ...دلم میخواد اگه سوالی دارین بپرسین منم از استاد ها ومشاورین میپرسم وجواب میدم تا هم به من کمک بشه وهم به شما ...امیدوارم اینجا بهتون خوش بگذره...شاد وخوشبخت باشید..
لینک های ویژه
امکانات وب


بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 12
کل بازدیدها: 44907

صدایاب