سفارش تبلیغ
صبا

خونه باغ
*خونه باغ از نظر من جاییه که ادم اونجا میتونه آرامش داشته باشه وخودش رو تغیر بده وبه سمت پیشرفت وخوشبخت تر بودن پیش بره .برای همین اسم اینجارو گذاشتم خونه باغ تا جایی باشه برای آرامش وپیشرفت.* 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

سلام به همه دوستان وهمراهان عزیز

همون طور که توی پست قبلی قول داده بودم الان وتوی این پست میخوام درمورد

نسخه های زندگی هامون که خودمون برای خودمون مینویسیم

وبیشتر از اون نسخه ای که دکتر برامون پیچیده بهش بها میدیم حرف بزنم!

همه مانسخه هایی برای خود داریم. ما به خودبرچسب میزنیم..(من یک دکتر هستم)، (من یک جوان نسل سومی هستم)و...

نسخه ما همچون یک برنامه نرم افزاری کامپیوتر است که در گوش های ما خانه کرده استوزندگی مار ا کنترل میکند.

ما این نرم افزار را با خود به همه جا میبریم وهمه زندگی خود را صرف جا افتادن در نسخه پیچیده شده خود میکنیم.

ماماشین هایی میخریم ، لباس هایی میپوشیم و دوستانی انتخاب میکنیم که متناسب با نسخه زندگی مان باشند.

سیمین یک پزشک است. او به خود میگوید:من باید مثل دکتر هارفتار کنم ومثل آنها حرف بزنم.باید خانه ام در منطقه پزشکان باشد

وتفریحاتم از نوع تفریحات پزشکان!ا

او نقش خود را به خوبی ایفا میکنداما افسوس که زندگی اش سرشار از کسالت ودلزدگی است.(میدونید چرا ؟)

تلاش برای جا افتادن در نسخه تحمیلی دوران کودکی ، از انسان ، موجودی بدبخت ورقت انگیز می سازد.ا

گرنسخه زندگی من این باشد که :( من یک پزشک هستم)با از دست دادن شغلم دیگر چیزی از من باقی نمی ماند!!

لحظه سرنوشت ساز اینجاست..... 

                     شما نسخه پیچیده شده کودکی تان نیستیدوهرگزبه گروه یا طبقه خاصی تعلق ندارید.

آیا تا به حال از این داستانها شنیده اید :

                  من آدم خیلی مهمی هستم ومردم باید به همین منوال با من برخورد کنندواحترام بگذارند!!!!!

بعضی از مردم اصرار دارندکه خودشان را به دیگران بشناسانندوثروت و سواد خود را به رخ آنها بکشند

زیرا شادی آنها در گرو تفکر دیگران است! مهم بودن را فراموش کنید تا ارامش نصیبتان شود.

من از آن دسته افرادی هستم که هرگز....(به تئاتر نمی روم،لباس رسمس نمی پوشم،با بلیط درجه 2 سفر نمیکنم)وقتی

از واژه های هرگز و همیشهاستفاده میکنیم خود را در قفصی زندانی میکنیم.

اما در اینجاهم باز صحبت از همان نسخه پیچیده شده کودکی است که نیازمند باز نگری ودگر گونی است.

پس نوشت :

                 از خود بپرسید:( اگر در کودکی نسخه ای برایم نپیچیده بودند، الان به چه کاری مشغول بودم؟؟)

کیمیا نوشت:

           هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید ، بیشتر مورد تحسین قرار میگیرید.

 


[ سه شنبه 89/10/28 ] [ 7:12 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]

آیا خنده دار نیست ؟ همه ما اعتقادات کم وبیش متفاوتی در مورد جهان داریم

وهمه ما میدانیم که باور هایمان درست هستند!

چرا؟به خاطر اینکه حق با ماست!! آرش معتقد است که زندگی سخت و دشوار است و

اینکه باید برای زنده ماندن باید هفتاد ساعت در هفته کارکند.

او یک آگهی استخدام در روزنامه میبیند: ساعتهای کاری قابل تغییر،مسافرتهای شغلی متنوع ، اتومبیل ، حقوق عالی.

آرش میگوید:آنقدر خوب است که نمی تواند صحت داشته باشد. حتما کلکی در کار است.

آرش به جست و جو ادامه میدهد و یک آگهی استخدام دیگر نظرش را جلب میکند

برای رسیدن به این شرکت باید دو ساعت در راه باشد، ساعت های طولانی کار کند و حقوق ناچیزی بگیرد

ضمن اینکه شرکت هیچ اتومبیلی در اختیارش نمیگذارد.

آرش میگوید:این یکی ارزش مطالعه وجست وجوی بیشتری را دارد!!!.

آرش درمصاحبه استخدامی شرکت میکند.رئیس شرکت میگوید:محصولات ما افتضاح است،

مشتری ها از ما بیزارند،مالک اینجا یک کلاه بر دار است. باید دیوانه باشی که بخواهی اینجا کار کنی!!

و آرش می گوید:از کی میتوانم کارم را شروع کنم؟

در واقع آرش ثابت میکند که تئوری اش در مورد زندگی درست است.او بد بخت است

اما دست کم ازبدبخت بودنش خوشحال است.

در طول سالیان رشداز معلم ها ودوستان و والدین میشنویم که میگویند:ریاضی تو نا امید کننده است

اخلاق تو غیر قابل درست شدن است و...در واقع آنها میگویند:زندگی سخت و دشوار است

،تو همواره بازنده  خواهی بود،دولت را سرزنش کن.... این است نسخه تو ،(در این مورد در آپ بعدی توضیح میدهم)

برو و با آن زندگی کن! .بعد ما میرویم وتقریبا مثل یک تئاتر،همین صحنه هارا بازی میکنیم.

ما به این حرف ها ایمان آورده ایم، حتی اگر آنها زندگی ما را به نابودی بکشند.

اگر به آرش تو صیه کنید که نسبت به چیزی که سی سال آن را پذیرفته بوده است تردید کند

اواحتمالا بسیار نا راحت وعصبانی میشود:من سی سال آزگار با این باور ها،بدبخت زندگی کرده ام

حالا شما ازمن میخواهید که همه آنهارا فراموش کنم واعتراف کنم که خودم باعث این بدبختی هابوده ام؟!!

 

**** کیمیا نوشت:

اکثر ما انسانها،محق بودن را به شاد زیستن ترجیح میدهیم.

 


[ یکشنبه 89/10/19 ] [ 12:30 عصر ] [ کیمیا ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به همه خوش آمد میگم.من دانشجوی رشته روان شناسی هستم....عاشق این رشته ام ...دلم میخواد اگه سوالی دارین بپرسین منم از استاد ها ومشاورین میپرسم وجواب میدم تا هم به من کمک بشه وهم به شما ...امیدوارم اینجا بهتون خوش بگذره...شاد وخوشبخت باشید..
لینک های ویژه
امکانات وب


بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 5
کل بازدیدها: 45724

صدایاب